لطفا نخوانید
تویی که آمدی و مرا میخوانی
با تو هستم
تویی که حرمت مرا شکستی
با تو هستم
تویی که در امتداد قلب مهربانت شکوه محبت آشکارست
با توهستم
تویی که سکوت درون سینه ام را میشناسی
با تو هستم
چرا آمدی ؟
مگر نگفتم لطفا نخوانید ؟
مگر فریاد نزدم که خواندن من جرم است ؟
مگر نه اینکه سکوت هم مجازات دارد ؟
چرا خواندی ؟
با تو هستم ؟
با تو هستم
با تو هست
با تو هس
با تو ه
با تو
با ت
با
ب
.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 9:54 توسط خرس خوانسار
|
این تار نگار هویت شهر مرا به نیکی کوک می کند