آبرو
مگر میشود کتاب حقیقت را تفسیر کنی و نفهمی ؟
شاید نفهم باشی
دیروز شهر بی خیال من شاهد گردش چرخهایی بر کف جاده اش بود
چرخهایی که حامل شرارت بودند
آب که از سر بگذره چه یک وجب ، چه صد وجب
گفتند پسر فلانی به دلیل ارتکام فلان جرم محکوم به چرخاندن در سطح شهر شده تا
دیگران درس بگیرند .
مگر نه اینکه دیگران شرور عاشق معروف شدند ؟
وقتی خودکشی وسیله ای برای تبلیغ است و صاحب آن هیچ لذتی از شهرت بعدش نمیبرد
پس ، صد خوشا به احوال آن که نامش بر سر زبانها میچرخد و لذت شهرت را میچشد .
هنوز درگیر این معنی هستم که این حکم از آن شاه است یا رعیت ؟
اگر جواب من این است که شاه به نیکنامی شهرت دارد و رعیت شرور به بد نامی ،
بوش ، اوباما ،شارون ،صدام و شاهان مصر و لیبی و امثالهم این وسط چه کاره اند .
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 10:11 توسط خرس خوانسار
|
این تار نگار هویت شهر مرا به نیکی کوک می کند