چشمه جوشان احساس
در آستین ادب اجابت امر و مراد دوستان هرگز کسی را به نا کجا آباد
سوق نداده . آیین کشت و زرع در خشکسالی زمانه با شیوه ای
تازه گره میخورد تا قطره اشکی جاری شود از چشمی که شایسته
باشد خون بگرید .
دوران ما که قلب آدمی تکه ای یخ میشود حق آنچنان گواهی دهد
که در دل سرمای زمستان گرمایی باشد بی نظیر تا فراموش نکنی
عهدی را که دلدادگان بستی .
انصافا که تلمس سرانگشتان با کعبه های حروفدار و تمرکز
درج عواطف چه نشاطی دارد .
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 22:32 توسط خرس خوانسار
|
این تار نگار هویت شهر مرا به نیکی کوک می کند